يحيى دولت آبادى
276
حيات يحيى ( فارسى )
بدانيد زيرا كه نقشه مخالفت با مجلس از مجلس بدربار ميآيد بلى جاى تأسف است كه جمعى از وكلاء خائن روز وكيل مجلسند و شب مشاور دربار روز براى ملت حرف ميزنند و شب براى شاه روز عمامه بر سر نهاده بمجلس ميآيند شب كلاه بخارائى بر سر گذارده بدربار ميروند و افكار ضد مجلس را بهيجان ميآورند بلى فلان تاجر يا فلان كاسب يا فلان سيد و آخوند كه پيش از اين بهيچوسيله راه ديدن صدراعظم مملكت را نداشته اكنون با درشگه و كالسگههاى مخصوص بدربار رفته و با پادشاه همراز شده از او توقع همراهى مىكند و در عين تنگدستى كه دارد بيش از توقع او پول ميگيرد و بوعده جاه و مال اميدوار مىشود از او چه توقع ميتوان داشت كه فداكارى كرده حقوق ملت را زير پا نگذارد خدايا چگونه شكر نعمت ترا بجاى آورم كه با همه خصوصيت كه در زمان وليعهدى او با اين پادشاه داشتم در زمان سلطنتش چون ديدم با اساس سعادت ملت باطنا همراه نيست فريب نويدهائى كه از طرف او دادند نخورده به او نزديك نشدم و در اداى وظيفه وجدانى كوتاهى نكردم . بالجمله پس از اجتماع انجمنها در مسجد سپهسالار بهر وسيله هست انجمنهاى ولايات را خبردار ميكنند و از آنها مدد ميخواهند از تلگرافات جوابهاى مساعد ميرسد رؤساى مليون در هركجا در انجمنهاى ولاياتى جمعشده ادارات را تعطيل كرده و با طهران در جواب و سئوال ميشوند كميسيون مدافعه ملى اخبار ولايات را به گوش مليون طهران مىرساند و چون بيش از هر قوهء دولتى از قزاقخانه نگران است لايحههاى مخصوص در تذكر دادن بقزاقان و ترسانيدن آنها از طرف شدن با ملت در ميان آنها منتشر ميسازد و چون اغلب صاحبمنصبان ايرانى آنها در مجلس قسم ياد كردهاند كه مخالفت با مشروطه نكنند در اين صورت آنها را بسوگندى كه خوردهاند متذكر ساخته به خدا و پيغمبر و امام و قرآن قسم ميدهند كه فريب صاحبمنصبان روسى را نخورده به روى برادران وطنى خود تير نيندازند و از قشون اطراف شاه قزاقان روسى كه رخت ايرانى پوشيدهاند و اشرارى كه براى شرارت قزاق شده و سواران امير بهادر و سربازهاى